تبليغاتX
بی سرزمین تر از باد


بی سرزمین تر از باد

*~ این نوشته ها مخاطب خاص ندارد ~*
در پس نقاب

در پس نقاب

در پس نقاب

بازدید از نمایشگاه در پس نقاب رو پیشنهاد می کنم مخصوصا از ساعت ۱۷ الی ۱۹ که همراه با سیاه بازی است برای اطلاع بیشتر به ادامه مطلب رجوع کنید.

عکس های بیشتر را در تهران24 ببینید.

ادامه مطلب
+نوشته شده در سه شنبه 19 آبان1388توسط لی لا * |
یه متد واسه زندگی

زندگی سخت

زندگی همیشه سخته ، اگه بخوای سخت باشی و سخت فکر کنی و فکر کنی با سختی خودت می تونی زندگی رو شکست بدی، تو باختی و مشکلات خوردت می کنه ، بهتره به موازاتشون راه بری ، مبارزه کن برای زندگی بهتر ولی با مشکلات درگیر نشو.

+ حم-- همیشه عاقلانه حرف می زنه و خوب حرف می زنه می دونه چی می خواد بگه و می دونه چطور بگه . ممنون

 
+نوشته شده در دوشنبه 18 آبان1388توسط لی لا * |
دانش گه

دانش گه

کلی کلنجار با لی که پاشو بریم دانش گه ،

بعد تا به استاد محترم بفهمونی که : منو بشناس و باور کن که هستم ... بابا من با شما پروژه پایانی دارم ، آر یو اکی آن د تیبل؟

بعد بری سایت و با این مسئول [بیپ] دهن به دهن ...

بعد بری تو آمفی تئاتر فیلم پاتو زمین نذار که آشغال دونی هم واسش جا نداره فقط یه جمله ی آشنا : زمین لیز بود ، سر خوردم ، پام شکست...

کلا بیخیال ازفاز دانش گه بیایم بیرون بهتر که خیری نداره واسمون . اوممم پس کجا بریم ؟

نمی دونم بی خیال ... شب خوش . 

+نوشته شده در دوشنبه 18 آبان1388توسط لی لا * |
جمعه کوه
خوب چرا که نه ؟

Behzad's Birthday

خوب اونم دل داشت ، همین پیش پای شما بود که داشت به فاطین-- می گفت کاش فردا تو کوه ببینمش ، همین پیش پای شما که بهز-- زنگ زد گفت تولدشه ، که دعوت کرد گفت که میاد ، که قند تو دلش ... دلهره شد ، یخ کرد ، عرق کرد ، گرما ازش بیرون می زد ، از دستهای یخ کردش ، خوب اونم دل ... نمی دونم ... تا صبح ... ساعت ۰۰:۰۰ ... ساعت ۰۱:۰۰ ... ساعت ... آره حالا نوک دماغش یخ کرده بس که منتظره ... دل دل که کاش دیر بیاد - آدما اینطورن وقتی از یه واقعیتی می ترسن از روبه رو شدن باهاش هراس دارن - ... دیـــــــــــــــــــــــــــــــر شد تـأخیر شد ... باز نیامد ... .. .

+نوشته شده در جمعه 15 آبان1388توسط لی لا * |
13 آبان

13 آبان

امروز خیابان شریعتی رو سبز سبز کردیم

+نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388توسط لی لا * |
اعتراف

 راستی ، تو هم دیده ای؟ همۀ آشوبگران یک به یک اعتراف کردند. وقتش نیست؟ تو که یک عمر دلم را آشوب کرده ای، نمیخواهی اعتراف کنی؟

+ آینه : این جمله به نویسندش برمی گرده

+نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388توسط لی لا * |