

بازدید از نمایشگاه در پس نقاب رو پیشنهاد می کنم مخصوصا از ساعت ۱۷ الی ۱۹ که همراه با سیاه بازی است برای اطلاع بیشتر به ادامه مطلب رجوع کنید.
عکس های بیشتر را در تهران24 ببینید.

کلی کلنجار با لی که پاشو بریم دانش گه ،
بعد تا به استاد محترم بفهمونی که : منو بشناس و باور کن که هستم ... بابا من با شما پروژه پایانی دارم ، آر یو اکی آن د تیبل؟
بعد بری سایت و با این مسئول [بیپ] دهن به دهن ...
بعد بری تو آمفی تئاتر فیلم پاتو زمین نذار که آشغال دونی هم واسش جا نداره فقط یه جمله ی آشنا : زمین لیز بود ، سر خوردم ، پام شکست...
کلا بیخیال ازفاز دانش گه بیایم بیرون بهتر که خیری نداره واسمون . اوممم پس کجا بریم ؟
نمی دونم بی خیال ... شب خوش .

خوب اونم دل داشت ، همین پیش پای شما بود که داشت به فاطین-- می گفت کاش فردا تو کوه ببینمش ، همین پیش پای شما که بهز-- زنگ زد گفت تولدشه ، که دعوت کرد گفت که میاد ، که قند تو دلش ... دلهره شد ، یخ کرد ، عرق کرد ، گرما ازش بیرون می زد ، از دستهای یخ کردش ، خوب اونم دل ... نمی دونم ... تا صبح ... ساعت ۰۰:۰۰ ... ساعت ۰۱:۰۰ ... ساعت ... آره حالا نوک دماغش یخ کرده بس که منتظره ... دل دل که کاش دیر بیاد - آدما اینطورن وقتی از یه واقعیتی می ترسن از روبه رو شدن باهاش هراس دارن - ... دیـــــــــــــــــــــــــــــــر شد تـأخیر شد ... باز نیامد ... .. .

امروز خیابان شریعتی رو سبز سبز کردیم

راستی ، تو هم دیده ای؟ همۀ آشوبگران یک به یک اعتراف کردند. وقتش نیست؟ تو که یک عمر دلم را آشوب کرده ای، نمیخواهی اعتراف کنی؟
+ آینه : این جمله به نویسندش برمی گرده




