
کجاست منزلی که دمی کوله بارم را برگیرم و بیاسایم ... به کجا می روم ؟
* از این کامنت خیلی لذت بردم :
دوشنبه 10 تیر1387 ساعت: 21:12 توسط:سعید
ایشالا که همیشه تو امتحاناتون فکر راحت داشته باشید و تمرکز کافی! و نمره های خوبی هم بگیرید.
** امتحانات تموم شد ... 1-2-3 => سمینار کامپایلر و پروژه پایگاه داده ها تا 31 تیر، پروژه مهندسی نرم افزار 2 و ذخیره و بازیابی اطلاعات تا 31 شهریور، کارآموزیم بدلیل ندادن خوابگاه به دانشجویان کارشناسی تعطیل؛ شروعی برای ارشد ...
*** پاتوق - ریل های دانشگاه - بهار 87
**** این یک نظرخواهی است لطفا فقط در محیط نت درموردش نظر داده شود :
به نظر شما ترک کردن سیگار سخت تر و رنجبارتر است یا ترک کردن یک دوست و کدام یک زمان و فرصت بیشتری نیاز دارد ؟
***** خدایا ، من چه یادی دارم چرا یادم به وسعت همه ی تاریخ است ؟ و چرا آدم ها در یاد من زندگی می کنند و من در یاد هیچ کس نیستم ... بعضی ها یک دستی می زنند ...


ی م ه ف ب د ی ا ش م گ ب س ک ع ر ب : ن . پ
*
مادر همیشه یک نفر نیست زن فقط نیست
زن همیشه مادر نیست یک نفر فقط نیست
"فریاد شیری"
**
مادر حرف نمی زند دعا می کند
"فریاد شیری"

***
دیروز به چند نفر اس ام اس زدم که :
زندگی زن می خواهد درست!
اما این جمله واسه دل خودم موند :
سه حرف آخرش را هم زن می زند نادرست!
****
ما زنیم و این صلیب سرنوشت ماست ...
پ.ن : چرا آدم را تنها خلق نکردی که تنها نماند ...

Click it, Right now. use the Options of Life
PS: Reset doesn't mean that you put a person away, it means HE\SHE is a NEW person now!then you can try again
Bcarefull! a lot af resiting can be make damage
تمام دیشب این جملاتت رو با خودم زمزمه کردم :
" آنکس که غریب نیست شاید که دوست نباشد.کسانی هستند که ما به ایشان سلام می گوییم و یا ایشان به ما. آنها با ما گرد یک میز می نشینند، چای می خورند، می گویند و می خندند. « شما » را به « تو » ، « تو » را به هیچ بدل می کنند. آنها می خواهند که تلقین کنندگان صمیمیت باشند. می نشینند تا بنای تو فرو بریزد. می نشینند تا روز اندوه بزرگ."
هه هه هه هم اتاقی مثل لنگه کفش کهنه می مونه ... غیبت ... مخم تاب بر می داره ... هه هه هه استادا می گن موقع امتحانه ... هه هه هه فکر کنم زندگی رو زیادی جدی گرفتم ... به خودت یه خورده از اون ور تر نگاه کن ...

نظرتون در مورد تقلب چیه؟! به نظر من تقلب به یک ذهن خلاق و تیز نیاز داره که از حداقل امکانات حدکاثر استفاده رو بکنه تا به مطلوب ترین نتیجه برسه ... نه مثل امروز که بچه ها به میزان یک کیلو کاغذهای در قطع آ۴ با خودشون سر جلسه اوردند و نتیجه هیچ جز گرفتن تقلب و مردودیشون نبود ...
این کاردرست ترین راهه :

من این روش رو انتخاب کردم: جزوه+موبایل=عکس=نمره خوب! تمیز و به صرفه ...
با سونی اریکسون در امتحاناتتون موفق باشید ![]()
تمام ماجرا : سنگی به چشمه ای افکنده شده بود، واین چشمه، روح بچه گانه من بود ...
در این روزها که همه می روند، تو می روی، نادر ابراهیمی رفت تا کارنامه کتاب هایش برای همیشه بسته بماند اما حرف های او تمامی ندارد اندیشه هایش، نگاهش،چه، هربار که در شهر کتابش گم می شوم حرفی تازه می بینم که پس هرواژه اش چه دنیایی است دیده و نادیده و این است که روحش را تا جاودان زنده می دارد. هربار که یک عاشقانه آرام را می خواندم من بانوی آذری بودم که تو گیله مرد کوچک اندام نبودی و هربار که بار دیگر شهری که دوست می داشتم را من لیلا بودم بی هیچ ه ای که هلیا شوم.
هنوز بیراهه های دوستی را پیدانشده گم شدیم از اندرونی دلم چیزی شبیه ما از هم ج.د.ا ج.د.ا بی من رها رها بی تو خدا خدا
گفتم اینجا تنها فرصت شکستن سکوتم
گفت پای سجاده خدا
گفتم باشد
اما سجاده در حسرت یک پلک تا صبح خدا...
شرمنده ی نگاهتان
E:\Musics\MP3\Siavash Ghomeyshi\NEGHAB1381\TRACK3~1.MP3\ ]\/[esle bargi khoshko tanha ro0ye shakhe ]\/[o0nda]\/[ inja ]\/[itarsa

حرف هایم پر از خیال است
خیال هایم پر از حرف های سکوت
و سکوتم پر از خیال حرف های است
که به دنبال هم درون حنجره ام
اعدام شده اند
ته خیال هایم پر از ترس است
وترسم پر از تو
تو که در انتهای دو خط موازی خیال هایم
به دنبال بی نها یت می گردی
ته خیال هایم همیشه
سپیدی سایه ی دختری است
که موهای پریشانش
به دنبال برخورد خیال های موازیم می گردد
من می ترسم...

من وقتی مردم دروغ می گویند دوست دارم ! دروغ تنها مزیت انسان برسایر موجودات است ! با دروغ به راستی می رسی ! من از آن جهت انسانم که دروغ می گویم . هرگز به حقیقت نرسیدند بی آنکه چهارده بار یا صدو چهارده بار دروغ بگویند
و این درنوع خود قابل احترام است اما، خود دروغ را هم تازه نمی توانیم با عقل خود بگوئیم! به من دروغ بگو، اما دروغ خودت را بگو و آن وقت من ترا خواهم بوسید. دروغ را به سبک خود گفتن ، بهتر از حقیقتی است به تقلید از دیگری ! درمورد اول
تو انسانی و در مورد دوم توفقط مانند طوطی هستی ! حقیقت ازبین نخواهد رفت، اما پدر زندگی را ممکن است دربیاورد. دراین مورد شواهد زیادی بوده است. خوب، آخر ما اکنون چیستیم ؟ ما همه ، همه بدون استثنا از نظر علم، تکامل، اندیشه،
آرمان، آرزو، مکتب، آزادیخواهی ، عقل، تجربه و و همهچیز و همه چیز و همه چیز، هنوز در کلاس مقدماتی آموزشگاه هستیم ! از اتکا به عقل دیگری خوشمان آمده است، عادت کرده ایم.
... من هم دروغ می گویم ، اما سرانجام با دروغ خود به حقیقت خواهم رسید، چون برسر راه ایستاده ایم.*
* عکس : دیوار خیابان ولیعصر که به تازگی خرابش کردند.
متن : بخشی از صحبت های رازومیخین از جنایت و مکافات شاهکار داستایوفسکی
رکورد گینس را بشکنید
|
وبلاگ موزیلا نوشته است که فایرفاکسی ها قصد دارند ، در اقدامی جالب ، رکورد تعداد دانلود یک نرم افزار را در 24 ساعت بشکنند و با این کار نسخه سوم فایرفاکس را در کتاب رکوردهای جهانی گینس ، ثبت کنند. |

همراه شو عزیز / تنها نمان به درد
کین درد مشترک هرگز جدا جدا / درمان نمی شود
دشوار زندگی هرگز برای ما / بی رزم مشترک آسان نمی شود.

جشن انتشار اوبونتو ۸.۰۴ که در تاریخ پنجشنبه ۲ خرداد ساعت ۹ الی ۱۳ در فرهنگ سرای رسانه - سالن اجتماعات شهیدآوینی برگزار شد بهانه ای شد برای معرفی این سیستم عامل.
اوبونتو یک سیستم عامل کاملاً آزاد و رایگان بر اساس گنو/لینوکس٬ همراه با پشتیبانی در سطح جامعه کاربران و خدمات تجاری و حرفهای است. اوبونتو توسط اجتماع بزرگی از کاربران و توسعه دهندگان در سراسر دنیا توسعه داده میشود و ما از شما نیز دعوت مینمائیم تا به این اجتماع بپیوندید!
اجتماع اوبونتو بر اساس ایدههای فلسفه اوبونتو که میگوید: نرمافزار باید آزاد و رایگان در اختیار عموم باشد٬ همچنین ابزارهای نرمافزاری مختلف میبایست به صورت سفارشی و به زبان محلی کاربران در اختیارشان باشند و کاربران مجاز باشند نرمافزار را بر اساس نیازهای خود سفارشی نموده و استفاده نمایند٬ شکل گرفته است.
این آزادیها موجب شدهاند٬ اوبونتو اساساً با نرم افزارهای سنتیﹺ خصوصی متفاوت باشد. نه تنها ابزارها و نرمافزارهای مورد نیازتان رایگان هستند٬ بلکه شما مجاز خواهید بود نرمافزارها را مطابق نیازتان و بگونهای که مایلید سفارشی نموده و استفاده نمائید.
اوبونتو برای استفاده به عنوان رومیزی و کارگزار (سرور) مناسب است. نسخه فعلی اوبونتو از معماریهای سخت افزاری مختلف شامل انواع PC های Intel x86 و 64bit و همچنین ماشینهای UltraSPARC T1 شرکت SUN و PowerPC شرکت Apple پشتیبانی میکند.
اوبونتو دارای بیش از ۱۶۰۰۰ بسته نرمافزاری است و هسته اصلی آن بر روی یک سیدی عرضه میشود. اوبونتو دارای انواع ابزارهای نرمافزاری از نرمافزارهای کاتب و صفحه گستردهٔ اداری تا کارگزارهای اینترنتی و ابزارهای مناسب برنامهنویسی است. توضیحات کاملتر نسخههای اوبونتو٬ نسخه رومیزی و نسخه کارگزار.

اوبونتو یک واژه قدیمی آفریقایی به معنای "انسانیت با دیگران" و یا "من مثل خودم هستم چون ما مثل خودمان هستیم".
کله این جانب به سان تختی فنری می ماند که هر لحظه ای را منتظر است برای فوران فریاد فنرهای زنگ زده؛
وقتی که از ۵ صبح در ملحفه ات به خود بپیچی و در سرت خیال این را بپرورانی که امروز روز دیگری است متفاوت از هر روز دگر و ساعت 6:09 با پیامکی می بینی آری امروز یک روز گ.ه.ی* متفاوت است.
* می خوای ببینی زندگی گ.ه.ی چه شکلیه ؟ پس چشماتو باز کن ... من باز کردم کاش نمی کردم ... اوهوک درست صحبت کن این چه طرز صرف فعله؟
پ.ن ۱ : ۶:۰۹ --> تو حواست کجاست؟ تو دانشجویی؟! فک نمی کنم دانشجو باشی.
پ.ن ۲ : ما سر کلاس رفتیم ! کوئیز دادیم ! از بغل دستیمان نوشتیم ! درست مثل یک زندگی گ.ه.ی ...
پ.ن ۳ : ملحفه به دست به دنبال جایی برای ...

هفته خوابگاه ها
مسابقه هفت سنگ ، جایزه : ساک دستی *
مسابقه طناب کشی ، جایزه : یه شونه تخم مرغ **
* آن روزها رفتند ... آن روزهای خوب ... آن روزهای سالم سرشار
** ما رو بی خیال شو ! لطفا !
کلاس الکترونیک... صدای گام های استاد... صدای کشیده شدن ماژیک بر تخته ی سفید ...کتابم را باز می کنم ها کردن ... کنار دستی ام که گویا حوصله اش سر رفته است چشمهایش را به کتابم مهمان می کند ...در همین لحظه وقوع اصطکاکی در زوایای ضمیر من محسوس می گردد... با بلند کردن چشم هایم ریاحی را می بینم که نگاه روشن و پرمعنایی بر من دوخته است...من به رویش نمی آورم که مزاحم کتاب خواندنم است ... کتابم را روی پا جا به جا می کنم...استاد از نصف تخته به این ور نمی آید ... وصفحه بعد لبانم را به لبخندی مهمان می کند...تمام که می شود استاد رخصت میابد از این قسمت برد نیز استفاده کند ...

کلاس آز الکتریکی ... من با خودم هم اختلاف فاز دارم ...
۱۲روز پیش فاصله ها را پیمودیم؛ با هم ... صدا در یک قدمی ما بود ... حجم آسمان محصور بود در نگاه ما ... (...) ؛ لبخند ؛اشک و جغرافیایی که فاصله هایش تنها قدمی بود ... من ؛ تو ؛ کوه ؛ خدا و یک فنجان چای داغ ...
صدای سوت؛
صفحه موبایل روشن می شه؛
۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۵، ۱۶، ۱۷، ۱۸ سالگیتو کجا بودی؟
یه ذره فکر کن ! ...
یه کوچولو دیگه فکر کن ! ...
روزت مبارک سمپادی !
صدای سوت؛
صفحه موبایل روشن می شه؛
۱۴ اردی بهشت چه روزیه؟
تو تقویم دنبالش نباش !
روزت مبارک سمپادی !
پ.ن :سمپاد : سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان
می خوام بنویسم از امروز از ساعت ۴:۴۰ تا ۱۹:۱۰ ... نمی دونم چی جور می شه یک روح وسیع رو به حصار واژگان کشید ... نه خیلی سخته ... دربند بودن نبودن - کلاغ ها خوش یومنند غار غار سی قار -آدامس ممنوع ! بوی خوش تجربه ماندنیست - چادری برای نماز نخواندن آخر اینجا مصلی است همه جا می شود نماز خواند و هیچ جا - اینجا نمایشگاه کتاب است - غرفه کودک فرفره (من فرفره می خوام آی گریه میکنم آی گریه می کنم آی گریه می کنی آی گریه می کنی ما فرفره می خواهیم) - سیلی دلسوزی بر فقر فرهنگ ... هرچی بیشتر فکر میکنم بیشتر یادم میاد می ترسم کارم به مستراح بکشه مستراح هم که برق نداره می مونیم بی شارژ !

تکرار ... عادت ... دومین پنج شنبه اردی بهشت ... من ... فروغ ...
دیر *
در چشم روز خسته خزیده است
رویای گنگ و تیره خوابی
کنون دوباره باید از این راه
تنها بسوی خانه شتابی
تا سایه سیاه تو اینسان
پیوسته در کنار تو باشد
هرگز گمان نبر که در آنجا
چشمی به انتظار تو باشد
بنشسته خانه تو چو گوری
در ابری از غبار درختان
تاجی بسر نهاده چو دیروز
از تارهای نقره باران
از گوشه های سکت و تاریک
چون در گشوده گشت به رویت
صدها سلام خامش و مرموز
پر میکشند خسته به سویت
گویی که میتپد دل ظلمت
در آن اتاق کوچک غمگین
شب میخزد چو مار سیاهی
بر پرده های نازک رنگین
ساعت بروی سینه دیوار
خالی ز ضربه ای ز نوایی
در جرمی از سکوت و خموشی
خود نیز تکه ای ز فضایی
در قابهای کهنه تصاویر
این چهره های مضحک فانی
بیرنگ از گذشت زمانها
شاید که بوده اند زمانی !
ایینه همچو چشم بزرگی
یکسو نشسته گرم تماشا
برروی شیشه های نگاهش
بنشانده روح عاصی شب را
تو خسته چون پرنده پیری
رو میکنی به گرمی بستر
با پلک های بسته لرزان
سر می نهی به سینه دفتر
گریند در کنار تو گویی
ارواح مردگان گذشته
آنها که خفته اند بر این تخت
پیش از تو در زمان گذشته
ز آنها هزار جنبش خاموش
ز آنها هزار ناله بی تاب
همچون حبابهای گریزان
بر چهره فشرده مرداب
لبریز گشته کاج کهنسال
از غارغار شوم کلاغان
رقصد بروی پنجره ها باز
ابریشم معطر باران
احساس میکنی که دریغ است
با درد خود اگر بستیزی
می بویی آن شکوفه غم را
تا شعر تازه ای بنویسی
* فروغ با آن صدای گرم و دلنشینش مهمانم کرد ...
تفالی بر فال حافظ به نیت فروغ عزیز :
عکس روی تو چو در آینه ی جام افتاد
عارف از خنده ی می در طمع خام افتاد
حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
این همه نقش در آیینه ی اوهام افتاد
این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
یک فروغ رخ ساقی ست که در جام افتاد
غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید
کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد
من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم
اینم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد
چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار
هر که در دایره ی گردش ایام افتاد
در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخ
آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد
آن شد ای خواجه ! که در صومعه بازم بینی
کار ما با رخ ساقی و لب جام افتاد
زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت
کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد
هر دم اش با من دلسوخته لطفی دگر است
این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد
صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی
زین میان حافظ دلسوخته بدنام افتاد
با فروغ :

"زندگی همه ی اون چیزایی که می خواهیم رو به ما نمی ده. این طبیعت زندگیه"
سرمان را که روی بالش می گذاریم -آخر سرمان در بالش فرو نمی رود زیادی سفت است شاید هم بالش در سرمان فرو نمی رود، که هیچ ، درس هم ، حرف حساب هم ، منطق هم ، هم ، هم ، هم همه ، غوغایی برپاست اینجا هیاهوی نقاب هایی است که در ذهنمان حک شده اند، های فریاد از اندرونی کالبدمان، آری آبستن غمی کوچکم ، با ک تحبیب؟ به گمانم نه، این ک نه ک تصغیر است نه ترحم ، ک غریب ، قریب ، فریب ... اری وقتی که با فریب هم پیمان شدیم و نطفه شکل گرفت ، هیس س س آبستنکم خفته است ، قاصدکم. با ک؟ نه غریب نه قریب نه فریب با ک اضافه! در پشت در ، برای روز مبادا . ساز باد نیز یاری نمی کند رقصیدنش را ، چرخ ، چرخ ، چرخ ، تهوع ، بالا می آورم خود را پشت آینه ی دستشوییییی ، هر آنچه بود ، آینه ای ، نگاهی ، تمام آنچه نیستی هست ، تمام آنچه هستی نیست ، ضربه ای بر آینه ، تکه ای ، خورد ، خورد می شود دلم ، هزار پاره ، و تو نیز هزار می شوی ، هزار "تو" در دلم ، هزارتوی دلم ... احساس می کنیم که فکر می کنیم ، ما زیاد فکر می کنیم ، آآی زور می زنی که فکرت باز شود ، اما اشتباه نکن آنچه باز می شود چیز دیگر است -اینجا مستراح است!-


پ.ن : مطلب فوق یک هایکو است .هایکو اسلوبی از شعر ژاپنی است در سه سطر و هفده هجإ که به صورت 5-7-5 درسه سطر عمودی جا می گیرد و فوتو هایکو احساس دیدن یک تصویر است .
در حصار این شب سیاه
عقده های گریه ی شبانه ام
در گلو شکسته می شود
پ.ن۱: من که تسبیح نبودم; تو مرا گرداندی.
پ.ن۲: آدم ها تورا آن طور می خواهند که می خواهند ; نه آن طور که هستی.
پ.ن۳: All The Things She Said(TATU) تمام مرا تسخیر می کند ...
All the things she said
All the things she said
Runnin' through my head
All the things she said
All the things she said
Runnin' through my head
All the things she said
All the things she said
This is not enough,
enough
I'm in serious shit, I feel totally lost
If I'm asking for help it's only because
Being with you has opened my eyes
Could I eva believe such a perfect surprise?
I keep asking myself, wondering how
I keep closing my eyes but I can't block you out
Wanna fly to a place where it's just you and me
Nobody else so we can be free
All the things she said
All the things she said
Runnin' through my head
All the things she said
All the things she said
Runnin' through my head
All the things she said
This is not enough [wa wa]
All the things she said
All the things she said
All the things she said
All the things she said
All the things she said
All the things she said
All the things she said
And I'm all mixed up, feeling cornered and rushed
They say it's my fault but I want her so much
Wanna fly her away where the sun and rain
Come in over my face, wash away all the shame
When they stop and stare - don't worry me
‘Cause I'm feelin' for her what she's feeling for me
I can try to pretend, I can try to forget
But it's driving me mad, going out of my head
All the things she said
All the things she said
Runnin' through my head
All the things she said
All the things she said
Runnin' through my head
All the things she said
This is not enough
All the things she said
Mother looking at me
Tell me what do you see?
Yes, I've lost my mind
Daddy lookin' at me
Will I eva be free?
Have I crossed the line?
All the things she said
All the things she said
Runnin' through my head
All the things she said
All the things she said
Runnin' through my head
All the things she said
This is not enough
All the things she said




