
دیشب که بارون می بارید چترم را باز کردم آخه جایی که باید می رفتم بد بود شلخته و خیس برم.موقعی که زیر بارون چتر باز می کنم عذاب وجدان می گیرم. بهم میگه دیوونه آخه هربار که بارون می زنه می رم زیرش تا خیس خیس بشم تا پاک پاک ... تا به یاد بیارم تا از یاد ببرم ؟؟ چرا کسی با من صحبت نمی کنه ؟ هیچ کس با یک دیوونه صحبت نمی کنه . یا درباره ی یک دیوانه صحبت می کنند یا از یک دیوانه صحبت می کنند.بهم میگه مغرور آخه هیچ وقت حاضر نیستم جلوش کم بیارم.
راستی تا حالا فکر کردی که تو خود ابلیسی یا ابلیس رو درس می دی؟ من خیلی می ترسم بحث دیروز درباره ی قمار و شرط بندی بود استاد پرسید :
LiFe iS a GamE Or LiFe iS a gAmBle?
به نظر من زندگی یه قمار بزرگه و خیلی پیچیده. کاش متولد نمی شدم احساس می کنم در قبال این مسئولیت بزرگ کم اوردم. یاد این آیه از قرآن افتادم که میگه :
"ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسیدند؛ اما انسان آن را بر دوش کشید ، او بسیار ظالم و نادان بود."
احزاب 72
هوا سرده و من خوابم میاد... دوست دارم چای تلخ داغ رو سر بکشم و برم زیر پتو شاید هیچ وقت بیرون نیام.
جوانه زدن در شب را انگیزه ای باید!