تمام ماجرا : سنگی به چشمه ای افکنده شده بود، واین چشمه، روح بچه گانه من بود ...
در این روزها که همه می روند، تو می روی، نادر ابراهیمی رفت تا کارنامه کتاب هایش برای همیشه بسته بماند اما حرف های او تمامی ندارد اندیشه هایش، نگاهش،چه، هربار که در شهر کتابش گم می شوم حرفی تازه می بینم که پس هرواژه اش چه دنیایی است دیده و نادیده و این است که روحش را تا جاودان زنده می دارد. هربار که یک عاشقانه آرام را می خواندم من بانوی آذری بودم که تو گیله مرد کوچک اندام نبودی و هربار که بار دیگر شهری که دوست می داشتم را من لیلا بودم بی هیچ ه ای که هلیا شوم.
هنوز بیراهه های دوستی را پیدانشده گم شدیم از اندرونی دلم چیزی شبیه ما از هم ج.د.ا ج.د.ا بی من رها رها بی تو خدا خدا
گفتم اینجا تنها فرصت شکستن سکوتم
گفت پای سجاده خدا
گفتم باشد
اما سجاده در حسرت یک پلک تا صبح خدا...
شرمنده ی نگاهتان
E:\Musics\MP3\Siavash Ghomeyshi\NEGHAB1381\TRACK3~1.MP3\ ]\/[esle bargi khoshko tanha ro0ye shakhe ]\/[o0nda]\/[ inja ]\/[itarsa

حرف هایم پر از خیال است
خیال هایم پر از حرف های سکوت
و سکوتم پر از خیال حرف های است
که به دنبال هم درون حنجره ام
اعدام شده اند
ته خیال هایم پر از ترس است
وترسم پر از تو
تو که در انتهای دو خط موازی خیال هایم
به دنبال بی نها یت می گردی
ته خیال هایم همیشه
سپیدی سایه ی دختری است
که موهای پریشانش
به دنبال برخورد خیال های موازیم می گردد
من می ترسم...

من وقتی مردم دروغ می گویند دوست دارم ! دروغ تنها مزیت انسان برسایر موجودات است ! با دروغ به راستی می رسی ! من از آن جهت انسانم که دروغ می گویم . هرگز به حقیقت نرسیدند بی آنکه چهارده بار یا صدو چهارده بار دروغ بگویند
و این درنوع خود قابل احترام است اما، خود دروغ را هم تازه نمی توانیم با عقل خود بگوئیم! به من دروغ بگو، اما دروغ خودت را بگو و آن وقت من ترا خواهم بوسید. دروغ را به سبک خود گفتن ، بهتر از حقیقتی است به تقلید از دیگری ! درمورد اول
تو انسانی و در مورد دوم توفقط مانند طوطی هستی ! حقیقت ازبین نخواهد رفت، اما پدر زندگی را ممکن است دربیاورد. دراین مورد شواهد زیادی بوده است. خوب، آخر ما اکنون چیستیم ؟ ما همه ، همه بدون استثنا از نظر علم، تکامل، اندیشه،
آرمان، آرزو، مکتب، آزادیخواهی ، عقل، تجربه و و همهچیز و همه چیز و همه چیز، هنوز در کلاس مقدماتی آموزشگاه هستیم ! از اتکا به عقل دیگری خوشمان آمده است، عادت کرده ایم.
... من هم دروغ می گویم ، اما سرانجام با دروغ خود به حقیقت خواهم رسید، چون برسر راه ایستاده ایم.*
* عکس : دیوار خیابان ولیعصر که به تازگی خرابش کردند.
متن : بخشی از صحبت های رازومیخین از جنایت و مکافات شاهکار داستایوفسکی