خاطرات روسپیان سودازده من
نشستم در کتابخونه ، هیچ حس خوبی نسبت به کتابخونه ندارم.یاد روزهایی می افتم که واسه کنکور درس می خوندم فکر کن ادمی که همه ارزوش و امیدش به المپیاد جهانیه یه دفعه بگن که اقا باید بری بشینی کنکور بخونی ای حال ادم گرفته میشه.
حالا اینجام جایی که هیچ وقت فکرشم نمی کردم.
کتابو جلوم باز می کنم همون کتاب که زهرا می گه نارنجی و ابیه و من می گم قرمز و ابیه، همون که کلاسشو 5 شنبه ها داریم و مفت نمی ارزه.
"صفحه 64 مقدمه ای بر پارسرها"
اما یه چیزی تو سرم مثل کرم می لوله که باید پیادش کنم .
این روزها عجیب تنم می خارد ،
دستان نحیفم را نای خارش نیست ،
دستی زمخت می خواهد ،
کاش به هم خوابگی خورشید می رفتم ،
آبستن می شدم
خود را
سقط می کردم
جنینم را
.
راستی خبر دارین که کتاب "خاطرات روسپیان سودازده ی من" گابریل گارسیا مارکز توقیف شده. آقا هرکی این کتاب رو می خواد من دارم می فروشمش چیه چرا اون طور نگاه می کنی یه بار اومدیم کار فرهنگی کنیما!
کتاب خاطرات روسپیان سودازده من نوشته گابریل گارسیا مارکز نویسنده پر اوازه کلمبیایی که در ایرا ن به ان اجازه انتشار ندادند به فارسی ترجمه و منتشر شد.این کتاب که به علت بیماری و کهولت مارکز شاید اخرین کتاب او باشد در اکتبر 2004به بازار امد و چاپ اول ان در یک میلیون نسخه منتشر شد.روسپیان سودازده من مو جب سر و صدای زیادی در مطبوعات و محافل هنری شده و کتابی است کوچک که در ان به رابطه عشق پیرانه سر مردی سالخورده و دخترکی نو جوان اشاره دارد و نگاهی است متفاوت به مفهوم پیری، عشق و زندگی.
این کتاب توسط امیر حسین فطانت مستقیما از زبان اصلی ، اسپانیایی ، به فارسی و توسط نشر ایران در امریکا منتشر شده است.
راستی یه سوال "چرا به این کتاب اجازه چاپ داده نشد؟ "به ادامه مطلب مراجعه کنید.

