می خوام بنویسم از امروز از ساعت ۴:۴۰ تا ۱۹:۱۰ ... نمی دونم چی جور می شه یک روح وسیع رو به حصار واژگان کشید ... نه خیلی سخته ... دربند بودن نبودن - کلاغ ها خوش یومنند غار غار سی قار -آدامس ممنوع ! بوی خوش تجربه ماندنیست - چادری برای نماز نخواندن آخر اینجا مصلی است همه جا می شود نماز خواند و هیچ جا - اینجا نمایشگاه کتاب است - غرفه کودک فرفره (من فرفره می خوام آی گریه میکنم آی گریه می کنم آی گریه می کنی آی گریه می کنی ما فرفره می خواهیم) - سیلی دلسوزی بر فقر فرهنگ ... هرچی بیشتر فکر میکنم بیشتر یادم میاد می ترسم کارم به مستراح بکشه مستراح هم که برق نداره می مونیم بی شارژ !

پ.ن : 13 اردی برزخ ! را نمی شود انکار کرد .