دانش گه

کلی کلنجار با لی که پاشو بریم دانش گه ،
بعد تا به استاد محترم بفهمونی که : منو بشناس و باور کن که هستم ... بابا من با شما پروژه پایانی دارم ، آر یو اکی آن د تیبل؟
بعد بری سایت و با این مسئول [بیپ] دهن به دهن ...
بعد بری تو آمفی تئاتر فیلم پاتو زمین نذار که آشغال دونی هم واسش جا نداره فقط یه جمله ی آشنا : زمین لیز بود ، سر خوردم ، پام شکست...
کلا بیخیال ازفاز دانش گه بیایم بیرون بهتر که خیری نداره واسمون . اوممم پس کجا بریم ؟
نمی دونم بی خیال ... شب خوش .
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸ ساعت توسط لی لا *
|